کامفن اختلاف استقلال استقلال تراکتور

کامفن: اختلاف استقلال استقلال تراکتور پرسپولیس اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار حوادث اعتراف مرد60 ساله به قتل زن جوان

به سونیا به خاطر رفتارهایش اخطار دادم ولی او بر خلاف انتظارم پرخاش کرد. راضی نبودم خون از دماغ دخترم بچکد ولی او سر به هوا شده است بود پرونده قتل زن جوان که در

اعتراف مرد60 ساله به قتل زن جوان

اعتراف مرد60 ساله به قتل زن جوان

عبارات مهم : زندگی

به سونیا به خاطر رفتارهایش اخطار دادم ولی او بر خلاف انتظارم پرخاش کرد. راضی نبودم خون از دماغ دخترم بچکد ولی او سر به هوا شده است بود پرونده قتل زن جوان که در جریان مشاجره با آشنای خانوادگی به قتل رسیده است بعد از تحقیقات تکمیلی و صدور کیفرخواست جهت محاکمه به دادگاه کیفری استان البرز فرستاده شد.

به گزارش کشور عزیزمان ایران آنلاین؛ پرونده این ماجرا از 23 آبان 95 و در پی مراجعه مرد جوانی به کلانتری 44 کرج شروع شد. این مرد با نگرانی از ناپدیدشدن همسرش خبر داد و به پلیس گفت: صبحگاه امروز همراه همسرم «سونیا» و پسر 8 ساله ام از منزل خارج شدیم. پسرم را به مدرسه رساندیم و کمی جلوتر همسرم جهت پیاده روی از من جدا شد و من هم به محل کارم رفتم ولی عصر که برگشتم متوجه شدم مدیر مدرسه فرزندم را به منزل آورده و از سونیا هم هیچ خبری نیست. تلفن همراهش هم خاموش است و به شدت دلواپس شدم.

اعتراف مرد60 ساله به قتل زن جوان

با اعلام این گزارش به پلیس مشخصات زن 33 ساله به نیروهای گشتی اعلام شد و پرونده با دستور بازپرس در اختیار مأموران اداره آگاهی کرج قرار گرفت. از سوی دیگر هنگامی که پلیس با ردیابی گوشی سونیا دریافت که آخرین بار گوشی این زن ظهر همان روز در نزدیکی محل زندگی اش روشن بوده، بار دیگر تحقیق از خانواده وی در دستور کار قرار گرفت.

شوهر سونیا با تکرار بیانات قبلی اش گفت: با همسرم در دانشگاه آشنا شدم و به او علاقه مند بودم. 10 سال زندگی مشترکمان بخوبی به آخر رسید ولی این آخرهای رفتارهای همسرم عوض کردن کرده بود. حتی چند روز پیش برایم پیامکی فرستاد و از بی علاقگی اش به زندگی یکسان مان گفت ولی من این پیامک را جدی نگرفتم و حس کردم خسته و دلگیر هست. بنابراین پنهانی از مادرش خواستم که به او توجه بیشتری کند و علت ناراحتی اش را بپرسد.

به سونیا به خاطر رفتارهایش اخطار دادم ولی او بر خلاف انتظارم پرخاش کرد. راضی نبودم خون از دماغ دخترم بچکد ولی او سر به هوا شده است بود پرونده قتل زن جوان که در

مادر سونیا نیز با تأیید بیانات دامادش گفت: دخترم بتازگی از زندگی دلسرد شده است و ما هم نگرانش بودیم. می ترسیدیم خوشبختی اش را با بهانه گیری های بی ارزش تباه کند. بعد از فوت همسرم، یکی از بزرگان فامیل حمایت از خانواده ما را به عهده گرفت و کمک مان می کرد. او سونیا را مثل دختر خودش دوست دارد و با او مهربان هست. به همین علت با «احمدآقا» تماس گرفتم و عنوان را با او در میان گذاشتم که او هم قول داد مانند هر لحظه پدرانه مسئله دخترم را حل کند ولی دیگر از سونیا خبری ندارم.

در حالی کارآگاهان با طرح فرضیه های متفاوت تحقیق جهت یافتن ردپایی از زن گمشده را شروع کرده بودند که مأموران کلانتری ماهدشت از کشف جسد زن ناشناسی در کنار رودخانه «شور» نزدیک روستای احمدآباد خبر دادند. مرد افغان که در تماس تلفنی با مرکز فوریت های پلیسی این خبر را داده بود، گفت: عصر دیروز در حال چرای گوسفندان بودم که ناگهان متوجه فرار گله شدم. هنگامی که جلوتر رفتم چشمم به جسد زن جوانی افتاد و چون هوا رو به تاریکی می رفت، هراسان گله را جمع کردم و برگشتم. در حالی که ترسیده بودم ماجرا را به صاحبکارم گفتم. صبحگاه امروز باز گله را به همان منطقه بردم و جسد را همان جا دیدم و صاحبکارم خواست که عنوان را به پلیس خبر بدهم.با توجه به اینکه پلیس احتمال می داد جسد پیدا شده است به پرونده گم شدن زن جوان مربوط باشد همسر و مادر سونیا راهی پزشکی قانونی شده است و جسد را شناسایی کردند. بعد از شناسایی جسد تحقیقات جنایی در این باره شروع شد ولی بعد از 2 روز مرد 60 ساله ای به دایره جنایی اداره آگاهی کرج مراجعه و به قتل سونیا اعتراف کرد. وی در حالی که بشدت متأثر و پشیمان بود، گفت: نام من احمد است و بزرگ و مورد احترام طایفه هستم ولی به دردسر بزرگی افتاده ام و حال تسلیم قانونم.

احمدآقا با اعتراف به قتل زن جوان ادامه داد: مادر سونیا از مدتی قبل متوجه عوض کردن واکنش‌ها دخترش شده است بود و با نگرانی و اضطراب عنوان را با من در میان گذاشت. من هم جهت دیدن سونیا و شنیدن حرف هایش مزرعه ام را رها کردم و به طرف منزل ارزش راه افتادم. در طول مسیر تلفن همراهم زنگ خورد و کنار خیابان توقف کردم تا صحبت کنم. همان موقع خودروی پرشیایی از کنارم رد شد و سونیا را در صندلی جلوی آن دیدم که با راننده سرگرم صحبت بود. مطمئن شدم علت ناسازگاری او با شوهرش را فهمیده ام. با سرعت به تعقیب آنها پرداختم ولی آنها با دیدن من فرار کردند. به همین خاطر نزدیک منزل سونیا منتظر شدم تا برگردد. او هنگامی که مرا دید منکر هیچ چیز نشد و حتی با خشم جوابم را داد. او را داخل خودروام بردم تا دیگران سر و صدایمان را نشنوند.

اعتراف مرد60 ساله به قتل زن جوان

حتی به او اخطار دادم عنوان را به همسرش می گویم ولی علی رغم تصورم او شروع به پرخاشگری کرد و چون انتظار این واکنش‌ها را نداشتم عصبانی شدم و با مشت ضربه ای به سرش زدم که ناگهان سرش به شیشه خورد و بینی اش خونریزی کرد. باور کنید راضی نبودم قطره ای خون از بینی دخترم بچکد. من خیر و خوبی اش را می خواستم ولی افسوس که او سر به هوا شده است بود. همان موقع با عجله به سمت بیمارستان رفتم ولی نزدیکی بیمارستان متوجه شدم سونیا تکان نمی خورد. خیلی ترسیده بودم. پای سال ها آبرو و اعتبارم در میان بود. نمی دانم چه شد که توقف نکردم و مسیرم را تا نزدیکی یک دِه ادامه دادم و همانجا جسدش را رها کرده و متواری شدم. کارهای نیمه تمام زیادی داشتم و باید مزرعه بزرگم را به سرکارگر می سپردم. 2 روز به خودم وقت دادم تا کارهایم را سر و سامان دهم و حالا تسلیم قانون هستم. با اعتراف متهم به قتل و بازسازی صحنه اتفاق پرونده با صدور قرار مجرمیت از شعبه 21 بازپرسی به دادگستری البرز فرستاده شد.

در حالی که پزشکی قانونی اعلام کرده بود علت فوت این زن، ضربه به سر و خونریزی مغزی هست، همسر وی به عنوان قیم فرزندشان و مادر سونیا به عنوان اولیای دم خواستار قصاص و مجازات متهم شدند. مادر مقتول گفت: احمدآقا بزرگ و ریش سفید فامیل بود و همه از او صلاح و مشورت می خواستند. ولی نمی دانستیم به جای بهتر شدن اوضاع این چنین داغدارمان می کند. بعد از این چه جوابی جهت پسر سونیا داریم و بی مادری او را چطور توجیه کنیم؟ به همین علت چاره ای جز قصاص قاتل فرزندمان نداریم.

به سونیا به خاطر رفتارهایش اخطار دادم ولی او بر خلاف انتظارم پرخاش کرد. راضی نبودم خون از دماغ دخترم بچکد ولی او سر به هوا شده است بود پرونده قتل زن جوان که در

در حال حاضر پرونده این ماجرا در اختیار شعبه اول دادگاه کیفری (1) کرج به ریاست قاضی هدایت رنجبر قرار گرفته و قرار است 3 قاضی دادگاه عالی جنایی کرج بزودی عامل قتل را محاکمه کنند

واژه های کلیدی: زندگی | اعتراف | نزدیکی | پرونده | دادگاه | پرونده قتل | اخبار حوادث

نویسنده : getblogs